شب یلدا
خیلی وقته فرصت نکردم بیام پست جدید بزارم ولی چند روز پیش که عکسها رو نگاه میکردم یاد شب یلدا افتادم و تصمیم گرفتم یه پست با عنوان شب یلدا بنویسم اون شب در منزل مادر جون جمع شده بودیم باتفاق خاله ودایی ها .مادرجون هم خیلی زحمت کشیده بودو کلی خوراکی خریده بودوبا کمک هم یه میز کرسی قشنگ چیدیم.شب خیلی خوبی بود وخیلی خوش گذشت فقط تنها چیزی که مامان والبته همه رو ناراحت میکرد خالی بودن جای باباعلی پدر بزرگم بود چون همیشه دوست داشت شب یلدا رو به بهترین شکل ممکن برگذار کنه.روحش شاد و یادش گرامی باد . اینم چند تا عکس از دومین شب یلدای من ...
نویسنده :
مامان فرشته
16:47


